تبليغاتX
♪♫♪ کــلــبــه عـــشـــق ♪♫♪


♪♫♪ کــلــبــه عـــشـــق ♪♫♪

♥♥♥دوستت دارم♥♥♥


می خواهی بروی ؟!
پس بی بهانه برو !
بيدار نکن خاطره های خواب آلوده را ...
صدايت همان صدا ، نگاهت نـاتـنی و دستهايت سرد است ،
و من می دانم :
محبت ساختگیـت ،عشق دروغينت و چشمان پر فريبت ،
آخر روزی گرفتارت خواهند ساخت ...
 
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 14:16 توسط غزاله| |


برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت،نترس
فقط بیا
در خزان خواسته هام
کمی قدم بزن
تا ببینمت

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...!

نه که دلم خیلی واسه شما تنگ میشد ترجیح دادم نرم و بمونم

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:36 توسط غزاله| |


بیا مثل همیشه خداحافظی کنیم:


" من میبوسمت
هنوز هم سرخ میشوی

- مراقب خودت باش
-سعی میکنم!..."


این خاطرات را به باد نده
نگو که دیگر ...


بیا مثل همیشه خداحافظی کنیم
وقتی رفتی ...
بگذار من منتظر بمانم
شاید برای همیشه...

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 19:18 توسط غزاله| |


تو مقصر نبودی
عاشقی ياد گرفتنی نيست
هيچ مادری گريه را به كودكش ياد نمی دهد
عاشق كه بودی
دستِ كم
تَشَری كه با نگاهت می زدی
دل آدم را پاره نمی كرد
مهم نيست
من كه برای معامله نيامده ام
اصل مهم اين است
كه هنوز تمام راه ها به تو ختم مي شوند
وتو در جيب هايت تكه هايی از بهشت را پنهان كرده ای
نوشتن
فقط بهانه ای است كه با تو باشم
اگر چه
اين واژه های نخ نما قابل تو را ندارند...
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 23:2 توسط غزاله| |

امشب از همان راهی که آمدم
تا مهمان مهربانی هایت باشم
به سمت دورترین سواحل گریه برمی گردم
چراغ راهم
چشم های روشن توست
راه توشه ام
عطر ترانه های آفتابی ات
و امید
امید به اینکه در پی ام بیایی
اما صدایم نکنی
بیایی و نشانی خانه بارانی ام را
که در خم و پیچ بغض سالها
با بوی پیراهن تو بنا کرده ام بیابی
و برایم نامه ای بفرستی
که تا همیشه
واژه های مهربانی ات
همراه گریه های شبانه ام باشد
همین !

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 14:15 توسط N.S| |

 
همه چیز آماده ی رفتن است؛ جز دلم...

آن را که چشمانت پس بدهد

می بینی

سالهاست که رفته ام... !
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 14:55 توسط غزاله| |


خواستم بگویم:
کنارت هستم ،
ازپشت هر چه فاصله
از کنار هر چه مرز
که بی پیراهن سفید هم می شود دوست بود
راضی و بی سوال !

گفتی : نگو ...

نگفتم

اما
دلم ، پیش " نگو ی" تو ماند .

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 3:58 توسط غزاله| |


 
شبکه های تلویزیون را
بالا و پائین می روم
در خبرها خبری از تو نیست
دنیا تو را فراموش کرده

و من
در فراموشی دنیا
به دنبال تو می گردم...!
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 19:10 توسط غزاله| |


Design By : Night Skin